خرید بک لینک

دلم گرفت از این غم؛ غم علی و 1 ؛ غم روز سقیفه؛ غم 1 زهرا

غم بزرگ زهرا ؛ زغربت علی بود؛ که بوده اند تو غربت؛ میان سیل غم ها

فدک بهانه ای بود؛ دفاع از علی بود؛ علی ولی و مولا ؛ شده بی کس و تنها

به آن دو یار عصمت؛ بی حرمتی روا شد؛ پس از نبی مرسل؛ دل ها زحق جدا شد

شبهای تار زهرا ؛ حکایت از چه دارد؟ ای عاقلان! بدانید؛ علی غریب و تنهاست

دستان بسته او؛ دلیل غربت اوست؛ خانه نشینی او؛ دلیل دیگر اوست

مظلوم علی علی جان! مظلوم علی علی جان!

پس از علی و زهرا ؛ حسن مظلوم و تنها؛ غریب خانه خود؛ کریم آل طاها

نیزه خورد به پایش؛ از جانب سپاهش؛ حتی شریک خانه اش؛ زهر کند به آبش

می سوزد از زهر کین؛ قلب سلیم و پاکش؛ می رود از این دیار؛ به سوی جد پاکش

مظلوم حسن حسن جان! مظلوم حسن حسن جان!

حسن که رفته از این؛ دنیای بی مروت؛ وارث او حسین شد؛ ادامه داده راهش

حسین عزیز زهرا، حسین عزیز مولا؛ همچون برادر خود میان درد و غم ها

مدینه بی وفا شد؛ حسین بی پناه شد؛ به مکه می رود او؛ آن هم ببین چه ها شد؟

دشمن او قصد کند؛ در مکه خون بریزد؛ حرمت کعبه باشد، دلیل رفتن او

دلیل دیگر او؛ دعوت کوفیان بود؛ تا که شود حجتی، از جانب خدایش

دلیل اصلی او؛ بود قیام پاکش؛ تاکه شود امام عاشقان زمانش

مظلوم حسین حسین جان! مظلوم حسین حسین جان!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین ۱۴۰۲ساعت 22:17&nbsp توسط مازيار افروخته لنگرودي  | 

برچسب: نویسنده: کوروش افشاری تاريخ: چهارشنبه 30 فروردين 1402 ساعت: 16:50

صفحه بندی