بخش اول،مقدمه: همانطور که در فصل دهم عرض کردیم،آداب و سنن اسلامی را می توان چهارمین قسمت دین مبین اسلام در نظر گرفت. چنانچه بتوان این قسمت دین را به نحو صحیح و کاربردی آموخت و در زندگی به کار برد؛تأثیر بسزایی در تنظیم برنامه های زندگی داشته و موجبات سلامت روحی،جسمی،خانوادگی،اجتماعی و دیگر عرصه های زندگی را فراهم می آورد.لذا در این فصل بعضی از آداب اسلامی را مورد بحث قرار داده تا با به کاربردن آن تحفه های الهی به زندگی خود رنگ خدایی داده و راه معنویت را بهتر طی نماییم.
بخش دوم،بعضی آداب اسلامی:
1-آداب تلاوت قرآن:
الف:بحث قرآنی:مطابق نص صریح آیه شریفه 4 سوره مزّمل:«...وَ رَتِّلِ القُرآنَ تَرتیلاً»جایز نیست قرآن مجید،به غیر از «ترتیل»خوانده شود و ترتیل یعنی؛منظم و مرتب کردن و در اصطلاح «خواندن قرآن مجید به صورت شیوا،درست و شمرده،همراه با تأنّی و تدبر در معانی آیات»را ترتیل می گویند.(برگرفته از کتاب شیوه نوین آموزش روخوانی و روانخوانی قرآن مجید،چاپ پنجم؛مؤلفان:دکتر علیجان امیریام ملک میان و محمد رضا طالبی مامودان)
ب:شیوه های قرائت، بر اساس ترتیل:(انواع ترتیل)
روش تحقیق:در لغت یعنی به حقیقت امری رسیدن و در اصطلاح یعنی خواندن قرآن مجید با سرعت کم و دقت زیاد همراه با تأنّی و رعایت قواعد تجویدی.
روش تحدیر:در لغت که از ماده «حَدَرَ»می باشد،به معنای با سذعت و شتاب قرآن خواندن ،باسرعت اذان گفتن و در اصطلاح یعنی خواندن قرآن باسرعت و شتاب زیاد می باشد.
روش تدویر:در لغت که از ماده «دَوَرَ»می باشد، به معنای چرخش،گردش و دور دادن و در اصطلاح یعنی خواندن قرآن باسرعت متوسط به گونه ای که نه مثل روش تحقیق باشد و نه مثل روش تحدیر.
نکته1: امروزه در جهان اسلام ،قرائت قرآن مجید بیشتر به دو روش مجوّد و مرتّل متداول است.
نکته2:«مجوّد»،اصطلاحی است برای قرائت به شیوه «تحقیق» و «مرتّل» اصطلاحی است برای قرائت به شیوه «تدویر»(برگرفته از کتاب شیوه نوین آموزش روخوانی و روانخوانی قرآن مجید چاپ پنجم مؤلفان دکتر امیریان ملک میان و طالبی مامودیان)
ج:آداب ظاهری تلاوت قرآن مجید:
1-طهارت:«طهارت»یعنی پاکی،پاکیزه بودن،باوضوبودن ؛یعنی قاری قرآن نباید بدون وضو خطوط آیات الهی را لمس نماید،چنانچه خداوند متعال می فرماید:«لا یمسُّهُ إلّاالمُطهَّرون»(آیه 19 سوره واقعه)البته برای قرائت و لمس غیر از خطوط آیات،مستحب می باشد و احکام دیگری هم در رابطه با افراد جنب و حائض و غیره در رساله ها ذکر شده است.
2-استعاذه:«استعاذه»یعنی پناه بردن به خداوند کریم از شر وسوسه های شیطانی؛یعنی گفتن«أعوذ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ»چنانچه خداوند متعال در آیه 98 سوره نحل می فرماید:«فإذا قرأتَ القُرآنَ فَاستَعِذبِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ»(هنگامی که قرآن می خوانی از شیطان رانده شده به خدا پناه بر.)
توجه بسیار مهم:کتاب«استعاذه»برگرفته از سخنان گهربار شهید محراب دستغیب (ره) گوهری ناب است برای بالا بردن معرفت!
3-«بَسمَلَه»بر وزن «فَعلَلَه»: یعنی گفتن آیه شریفه «بسم الله الرّحمن الرّحیم»
توجّه بسیار مهم:این آیه با عظمت،در همه جای زندگی به عنوان اکسیری عظیم کاربرد دارد.
4-«سکوت و استماع»چنانچه خداوند حکیم در آیه 204 سوره اعراف می فرماید:« وَإذا قُرِیءَ القُرآنُ فَاستَمِعوُا لَهُ وَانصِتوُا لَعَلَّکُم تُرحَموُنَ.»(و چون قرآن خوانده شود،به آن گوش{جان}بسپارید و خاموش باشید،شایدکه مشمول رحمت شوید.)
د:آداب باطنی تلاوت قرآن :(برگرفته از کتاب شیوه نوین آموزش روخوانی و روانخوانی قرآن مجید؛مؤلفان:دکتر ملک میان و طالبی مامودان)
1-تعظیم خداوند؛ به این معنی که قاری باید در شروع قرائت قرآن کریم،«عظمت و شکوه» متکلّم قرآن یعنی خداوند متعال را در دل خویش حاضر کند.
2-حضور قلب:یعنی اینکه قاری قرآن لازم است در هنگام تلاوت قرآن مجید،شیفته سخن الهی شده، همه سعی و کوشش خود را متوجه درک معانی آیات الهی نماید.
3-تدبر در معانی با تأسی از آیه شریفه 29 سوره ص:«کِتابٌ أَنزَلناهُ إِلَیکَ مُبارَکٌ لِیَدَّبَّرُوا ءایاتِهِ وَ لِیَتَذَکَّرَ أُولُوالأَلبابِ»«(این قرآن) کتابی پر خیر و برکت است که برتو فرو فرستادیم تا آیات آن را تأمل و پیگیری کنند و برای خردمندان نیز مایه تذکّر و پند گیری باشد.)
س:چند روایت در باب آداب قرائت:
روایت اوّل:خواندن قرآن از روی آن:
حضرت صادق علیه السلام در حدیث مرفوعی فرمود:«هرکه قرآن را از روی آن بخواند؛از دیدگان خود بهره مند شود و سبب سبک شدن عذاب پدر و مادرش گردد،اگر چه آن دو کافر باشند.»(اصول کافی ج4 باب خواندن قرآن از روی آن)
روایت دوم:اسحاق بن عمار گوید:به حضرت صادق علیه السلام عرض کردم :قربانت گردم، من قرآن را حفظ دارم ،آن را از حفظ بخوانم بهتر است یا ازروی قرآن؟فرمود:«بلکه آن را بخوان و نگاه به قرآن کن،که بهتر است؛آیا ندانسته ای که نگاه کردن در قرآن عبادت است؟(اصول کافی ج 4 باب خواندن قرآن از روی آن)
روایت سوم:عبدالله بن سلیمان گوید:از حضرت صادق علیه السلام پرسیدم از گفتار خدای عزّوجلّ «وَ رَتِّلِ القُرآنَ تَرتیلاً»فرمود:امیرالمؤمنین صلوات الله علیه فرموده :«یعنی او را خوب بیان کن و همانند شعر آن را به شتاب مخوان و مانند ریگ (هنگام خواندن)آن را پراکنده مساز؛ولی دل های سخت خود را به وسیله آن به بیم و هراس افکنید و همّت شما این نباشد که سوره را به آخر رساند(یعنی همّت خود را در تدبّر و تأمّل در آیات و به کار بستن و عمل کردن آن ها قرار دهید،نه به اینکه سوره را به آخر رسانید.)»(اصول کافی ج4 باب شمرده و هموار خواندن قرآن با آواز خوش)
روایت چهارم: حضرت صادق علیه السلام فرمود:قرآن برای اندوه (و تأثّر در نفوس مردمان)نازل شده، پس آن را با آواز حزین بخوانید.(اصول کافی ج 4 باب شمرده و هموار خواندن قرآن با آواز خوش)
روایت پنجم:امام صادق علیه السلام فرمود:رسول خدا صلی الله علیه واله فرمود:«قرآن را با لحن ها و آواز عرب بخوانید، واز لحن فاسقان و گنهکاران دوری کنید، زیرا پس از من مردمانی بیایند که قرآن را در گلو بچرخانند،مانند خوانندگی و نوحه خوانی و خواندن کشیشان،که از گلوی آنها نگذرد(یعنی مقبول در گاه خداوند واقع نگردد-از مجلسی (ره))دل های ایشان وارونه است،هرکه از آنها خوشش آید نیز دلش وارونه است.»(اصول کافی ج4 باب شمرده و هموار خواندن قرآن با آواز خوش)
روایت ششم:علی بن محمد نوفلی گوید:نزد حضرت ابی الحسن علیه السلام از آواز خواندن یاد کردم،فرمود: همنا علی بن الحسین علیهما السلام قرآن می خواند و چه بسا کسانی بر آن حضرت می گذشتند و از آواز خوش او مدهوش می شدند و اگر راستی امام، چیزی از آواز خوشش آشکار کند، مردم تاب شنیدن آن را ندارند، عرض کردم:مگر نبود که رسول خدا(ص)با مردم نماز (جماعت) می خواند و آوازش را به خواندن بلند می کرد؟ فرمود:رسول خدا(ص) به اندازه تحمل و طاقت آنان که پشت سرش بودند آوازش را بلند می کرد.»(اصول کافی ج4 باب شمرده و هموار خواندن قرآن با آواز خوش)
روایت هفتم:حضرت صادق علیه السلام فرمود:«قرآن را با إِعراب بخوانید، زیرا که قرآن عربی است.»
شرح:فیض(ره)گوید:یعنی فصیح بخوانید و از غلط آن را برکنار کنید؛و مجلسی(ره)گوید:گفته شده به لحن های عرب بخوانید،بهاینکه محسنات قرائت از تفخیم و ترقیق و ادغام و چیزهای دیگر را در آن به کار برید.» (اصول کافی ج4 باب شمرده و هموار خواندن قرآن با آواز خوش)
روایت هشتم:رسول خدا(ص)فرمودند:«هرچیزی زینتی دارد و زینت قرآن آواز خوش است.»(اصول کافی ج4 باب شمرده و هموار خواندن قرآن با آواز خوش)
روایت نهم:مردی از امام صادق علیه السلام حدیث کند که فرمود:«خداوند هیچ پیمبری را مبعوث نفرموده جز اینکه خوش آواز باشد.»ونیز فرمود علیه السلام که علی بن الحسین علیهماالسلام خوش آواز ترین مردم بود در خواندن فرآن و سقّاها که می گذشتند به در خانه اش، می ایستادند و قرآن خواندن او را گوش می دادند؛و حضرت باقر علیه السلام نیز خوش آوازترین مردمان بود.»(اصول کافی ج4 باب شمرده و هموارخواندن قرآن با آواز خوش)
روایت دهم:قرائت توحید:حضرت صادق علیه السلام فرمود:«مکروه است{قل هوالله احد}به یک نفس خوانده شود.(اصول کافی ج4 باب شمرده و هموار خواندن قرآن با آواز خوش)
روایت یازدهم:ابوبصیر گوید به حضرت باقر علیه السلام عرض کردم:هرگاه قرآن را با صدای بلند می خوانم، شیطان نزدم آید و گوید:تو با این کار به خانواده خودت و مردم خودنمایی(ریا)می کنی؟فرمود:«ای ابا محمد!با صوت (آواز)متوسطی بخوان،که خانواده ات بشنوند...(اصول کافی ج 4 باب شمرده و هموار خواندن قرآن با آواز خوش)
روایت دوازدهم:جابر گوید:به حضرت باقر علیه السلام عرض کردم:مردمی هستند که چون آیه ای از قرآن را ذکر کنند و یا برای آنان خوانده شود،مدهوش گردندو چنانچه اگر دستها و پاهایش را ببرند،نمی فهمند؟فرمود:«سبحان الله! این،کار شیطان است؛به چنین چیزی توصیف نشده اند؛همانا تأثّر از قرآن به این است که دل نرم شود و به رقّت قلب و اشک ریختن و ترس است.و به سند دیگر نیز جابر این حدیث را از آن حضرت علیه السلام روایت کرده است.»(اصول کافی ج4 باب کسیکه هنگام خواندن قرآن خود را به غش می زند)
روایت سیزدهم:محمدبن عبدالله گوید:به حضرت صادق علیهالسلام عرض کردم:قرآن را در یک شب بخوانم؟فرمود:«خوش ندارم که کمتر از یک ماه بخوانی.»(اصول کافی ج4 باب مدت خواندن قرآن و ختم آن)
روایت چهاردهم:علی بن حمزه گوید:خدمت حضرت صادق علیه السلام شرفیاب شدم،پس ابوبصیر به آن حضرت عرض کرد:قربانت بروم؛در ماه رمضان همه قرآن را دریک شب بخوانم؟فرمود:نه؛عرض کرد:در دو شب؟فرمود:نه؛ عرض کرد:در سه شب؟فرمود:«ها»(یعنی آری بخوان)و با دست خود اشاره فرمود؛سپس فرمود:«ای ابامحمد! برای ماه رمضان حقی و حرمتی است که ماه های دیگر مانند آن نیستند(یعنی اینکه اذنت دادم در سه شب بخوانی، به خاطر حرمت ماه رمضان و امتیازش با ماه های دیگر است)و اصحاب حضرت محمد(ص) قرآن را در یک ماه یا کمتر می خواندند و هرآینه قرآن را در یک ماه یا کمتر می خواندند و هر آینه قرآن با سرعت و شتاب خوانده نشود و باید هموار و شمرده و با آهنگ خوش خوانده شود و هرگاه به آیه ای که در آن نام بهشت برده شده است،گذر کنی ،آن جا بایست و از خدای عزّوجلّ بهشت را بخواه و چون به آیهای که در آن ذکر دوزخ است گذر کنی،نزد آن نیزایست کن و از دوزخ به خدا پناه ببر.»(اصول کافی ج4 باب مدّت خواندن قرآن و ختم آن)
نکته 1:با توجه به روایات مذکور و روایات دیگری که در اصول کافی جلد 4 آمده است؛مدّت و مقدار خواندن قرآن بنا به افراد و ظرفیت های مختلف و داشتن فراغت و نشاط یا کسالت وبنا به ایام خاص همچون عید فطر و غیره متفاوت است و بسیارخوب است که به ائمه اطهار علیهم السلام هدیه شود و پاداش این عمل نیز بودن با ایشان در روز قیامت می باشد.
نکته 2: اصل آداب قرائت قرآن در این ذکر شده که قرآن را با سرعت و شتاب نخوانند،بلکه هموار و شمرده خوانده شود.
2-آداب دعا کردن:
الف:پیش افتادن در دعا: حضرت صادق علیه السلام فرمود:«هرکه در دعا پیش افتد(یعنی همیشه دعا می کند و اختصاصی به هنگام رسیدن بلا ندارد)بلایی که به او برسد،دعایش مستجاب شود و فرشتگان گویند:صدای آشنایی است و از بالا رفتن به آسمان ممنوع نگردد؛و کسی که پیش دستی به دعا نکند، چون بلا به او برسد،دعایش مستجاب نشود و فرشتگان گویند: ما این آواز را نشناسیم.
ونیز آن حضرت علیه السلام فرمود:«هرکه از بلایی بترسد که به او رسد و پیش از رسیدن آن بلا درباره (برطرف شدن )آن،دعا کند،خدای عزّوجلّ هرگز آن بلا را به او ننمایاند.
ونیز آن حضرت فرمود:«دعا در حال راحتی و آسایش،نیازمندی های در حال بلا را برمی آورد.(یعنی گرفتاری های آن زمان را برطرف می کند)(اصول کافی ج4 باب دعا)
ب:اقبال و توجّه به دعا:
روایت اول: سلیمان بن عمرو گوید:شنیدم حضرت صادق علیه السلام می فرمود:«خدای عزّوجلّ اجابت نکند،دعایی که از روی دل غافل باشد؛پس هرگاه دعا کردی،به دل توجه کن و یقین داشته باش که اجابت شود.»(اصول کافی ج4 باب دعا)
روایت دوم: حضرت صادق علیه السلام فرمود:امیرالمؤمنین صلوات الله علیه فرموده است:«خدای عزّوجلّ دعای دل غافل و سرگرم به لهو را نپذیرد»(اصول کافی ج4 باب دعا)
روایت سوم:امام صادق علیه السلام فرمود:«هرگاه دعا کردی به دل توجّه کن و گمان کن که حاجتت بر در خانه است.»(همان)
ج:پافشاری کردن و اصرار در دعا و انتظار اجابت:
روایت اول: ولیدبن عقبه هجری گوید:شنیدم حضرت باقر علیه السلام فرمود:«به خدا سوگند! هیچ بنده ای در دعا پافشاری و اصرار به درگاه خدای عزّوجلّ نکند،جز اینکه حاجتش را برآورد.»(همان مأخذ)
روایت دوم: حضرت صادق علیه السلام فرمود:«همانا خدای عژّو جلّ خوش نداردکه مردم در انجام حاجت،به همدیگر اصرار کنند،ولی برای خودش،آن را دوست دارد؛خدای عزوجل دوست دارد که از او درخواست شود و آنچه نزد اوست خواهش شود.»(اصول کافی ج 4 باب دعا)
روایت سوم:حضرت صادق علیه السلام فرمود: رسولخدا(ص)فرمود:«خدا رحمت کند بنده ای را که از خدای عزّوجلّ حاجتی بخواهد و در دعا درباره آن پافشاری و اصرار کند؛خواه اجابت شود و خواه اجابت نشود، واین آیه را تلاوت فرمود: (که ابراهیم علیه السلام فرماید:)«و دعاکنمبهدرگاه پروردگار خود،شاید به وسیله دعای پروردگارم تیره بخت نباشم.»(سوره مریم آیه 48)
توضیح:مجلسی(ره)گوید:حاصلمعنایحدیثایناستکه،برای تأخیر در اجابت،اصرار را رها نکند و استشهاد به آیه برای آن است که ابراهیم علیه السلام اظهار امیدواری و بلکه اطمینان کرد،زیرا لفظ«عسی»برای اثبات است به اینکه دعا به درگاه خداوندموجبعدمشقاوتاوگردد،ومحتملاستکهدرکلام،تقدیری باشد،یعنی پساز پافشاری و اصرار راضیشود،چه به اجابت رسد و چه نرسد و دنبالش بر خداوند اعتراض نکند و بدگمان به او نشود، پس استشهاد به آیه،به این استکه حملشود بر این معنا که:«امید است که دعای من سبب شقاوت و تیره بختی من نگردد.»و محتمل است که آیه شریفه فقط به خاطر بیان فضیلت دعا باشد.(اصول کافی ج4باب دعا-ترجمه و توضیح سیدهاشم رسولی)
د:نامبردن حاجت در دعا:ابوعبدالله فراء گوید:حضرت صادق علیه السلام فرمود:«خدای تبارک و تعالی میداندکه،بندهاش چه میخواهد،هرگاه به درگاهش دعا کند؛لیکن دوست دارد که حاجتها به در گاهش شرح داده شود؛پس هرگاه دعا کردی حاجتت را نام ببر.
ودرحدیثدیگریگوید:که فرمود:«خدای عزّوجلّ حاجت تو را میداند،ونیز داندکه تو چه خواهی،ولی دوست داردکه حاجت های (خودرا)به درگاه او شرح دهی.(اصول کافی ج4باب دعا)
س:پنهانکردن دعا ویا اجتماع برایدعا:اینموضوعات نیز که میتواند از آداب دعاکردن باشد؛در فصل یازدهم،بحثاکسیرششم،قسمت اجتماع برای دعاکردن؛مطالبی آمده است،که از ذکر مجدد آن صرف نظر میشود.
ص:اوقات و حالاتیکه امیداجابتدعا در آنها رود: در این خصوص هم که درفصلیازدهم،بحث اکسیر دهم(وقت شناسی)نمونه دوم:دعاونیایش در اوقات وارده؛گفته شد؛میتواند،بهعنوان آدابدعا درنظر گرفته شود.
ط:«رغبت»و«رهبت»و«تضرع»و«تبتل»و«ابتهال»و«استعاذه»و«مسئلت»:
توضیح:«رغبت»به معنای(میلوشوق)و«رهبت»بهمعنای(ترسوبیم)و«تضرّع»یعنی(فروتنیکردن)و«تبتل»به معنای(بریدگیوانقطاعبهدرگاهخداوند)و«ابتهال»بهمعنای(زاریکردن)استومعانیدیگرآنهادرضمناخباربیاید.(اصول کافی ج4باب دعا)
خبر اول:حضرت صادق علیه السلام فرمود:«رغبت،آن است که کف دو دست خود را به سوی آسمان بداری،و رهبت آن است که پشت دست هایت را به سوی آسمان بداری.»و در گفتار خدای عزّوجلّ«و تبتل إلیه تبتیلا»فرمود:«تبتل،دعا کردن به یک انگشت است که به آن اشاره کنی؛و تضرّع،این است که با دو انگشت اشاره کنی و آن دو را حرکت دهی و ابتهال بالا بردن هردو دست است و اینکه آنهارا بکشی و این موقعِ اشک ریختن است و سپس دعا کن.
شرح:مجلسی(ره)گوید:در این خبر ونظائر آن در معنای رغبت دو احتمال است:
اول:اینکه معنی این باشد که اگر در حال دعا شوق و امید براو غالب شد،سزاوار است که کف دست های خود را به آسمان باز دارد،که گویا می خواهد رحمت خدا را دریافت کندو اگر ترس و بیم بر او غالب آمد از اینکه دعایش به اجابت رسد،پشت دو دست را به آسمان کند،کنایه از اینکه به خاطر بسیاری گناه سزاوار حرمان است،اگرچه مقتضای کرم و جود خداوند فضل و احسان به اوست.
دوم معنی این باشد که اگر برای سودی دعا می کند،سزاوار است دو کف را به طرف آسمان بردارد و اگر دعا برای دفع زیانی است که از آمدن آن ترسان است،پشت دست ها را به آسمان کند،که گویا آن را دفع می کند...تا اینکه گوید:وطبرسی گفته است:تبتل به معنی انقطاع به در گاه خدا است برای عبادت و اخلاص عمل برای او و اصل آن از «بتل الشیء»به معنی بریدن و قطع کردن آن است و از این رو فاطمه(ع) را بتول گفتند:چون با عبادت خدا از دیگران بریده بود.سپس گوید:محتمل است،معنای حدیث این باشدکه این قسم،بهترین اقسام تبتلی است که خداوند فرموده و اشاره با انگشت ممکن است اشاره به بلندی و پستی باشد و حرکت دادن انگشتان اشاره به چپ و راست باشد و گفته شده بلندی و پستی اشاره به این است که نمی دانم ،آیا مرا بلند گردانیده یا پست کرده ای و حرکت دادن به چپ و راست اشاره به آن است که نمی دانم آیا از اصحاب یمین هستم یا از اصحاب شمال.(اصول کافی ج4 باب دعا-ترجمه و توضیح حاج سیدهاشم رسولی)
توجه:این خبر نمونه ای بود از آداب دعا،در خصوص موارد مذکور ؛البته روایات دیگری در راستای تکمیل این مطلب در کتاب شریف اصول کافی جلد 4 آمده است،که به علت طولانی شدن،از ذکر آن ها صرف نظر گردیده است.از طرفی آموختن و انجام دادن چنین آدابی نیاز به یک فهم دقیق از روایات داشته و همچنین لازم است،مؤمن بداند چه مواقعی و به چه نحوی آن آداب را انجام دهد،که به نظر حقیر بهتر است از علمای عامل الگوپذیری کرده و سعی در مصاحبت با علمای ربّانی نموده،تا از این آداب برای دعاکه مخ عبادت است بهرهمند گردد.
ع:گریستن در هنگام دعا؛که در فصل یازدهم،اکسیر هشتم به آن اشاره شد؛لیکن در معنی و حالت ابتهال که در آداب دعا،قبل از این گفته شد،روایاتی آمده که ارتباط بین«ابتهال»و«گریه»را بیان می کند؛لذا روایتی در این رابطه ذکر می شود:
حضرت صادق علیه السلام«رغبت»را ذکر کرد و درون دو کف خود را به طرف آسمان باز کرد(یعنی رغبت چنین است)وامّا«رهبت»چنین است،و پشت دست خود را به طرف آسمان کرد؛وامّا تضرّع چنین است،وانگشتانش را به راست وچپ گردانید؛و«تبتل»چنین است،و انگشتانش را بالا می برد و پایین می آورد؛و«ابتهال»چنین است،و دست خود را برابر رویش به جانب قبله کشید(فرمود)و«ابتهال»نباشد،تا اشک روان شود.(اصول کافی ج4 باب دعا)
ف:ستایش و ثناء پیش از دعا:
روایت اول:حارث بن مغیره گوید:شنیدم،حضرت صادق علیه السلام می فرمود:«مبادا چون یکی از شما بخواهد،از پروردگار خویش چیزی از حاجات دنیا و آخرت مسئلت کند،مبادرت ورزد؛ تا به ستایش او و صلوات به پیغمبر(ص)سخن خود را آغاز کند و سپس حاجات خود را بخواهد(اصول کافی ج4باب دعا)
روایت دوم:محمدبن مسلم گوید:حضرت صادق علیه السلام فرمود:«همانا در کتاب امیرالمؤمنین علیه السلام است که ستایش پیش از درخواست است،پس هرگاه خدای عزّوجلّ را خواندی، او را تمجیدکن.»عرض کردم:چگونه تمجیدش کنم؟فرمود:«می گویی:ای کسی که به من از رگ گردن نزدیک تری! ای کسی که هرچه را بخواهی انجام دهنده آنی! و ای کسیکه میان مرد و دلش حائل شوی! ای کسیکه در برترین نظر اندازه هایی! و ای آنکه به مانندش چیزی نیست!»(اصول کافی ج4باب دعا)
روایت سوم: حضرت صادق علیه السلام فرمود:«جز این نیست که(آداب دعا)همان مدح است و سپس ستایش و بعد اقرار به گناه،آنگاه درخواست؛همانا به خدا سوگند هیچ بنده ای از گناه بیرون نشده جز به اقرار به آن.
شرح:مجلسی(ره)گوید:«شاید مراد از مدح بیان،بیان آن چیزهایی است که دلالت بر بزرگواری ذات و صفات او دارد،بدون ملاحظه نعمت،ومراد به ستایش و ثنا،اعتراف به نعمت های او و شکرگزاری برآن ها است.(اصول کافی ج4باب دعا)
یک نتیجه گیری از روایت: از جمله آخر این روایت نتیجه می گیریم که اقرار و اعتراف به گناه نیز یکی از آداب دعا بوده، به ویژه برای توبه از گناه لازم و ضروری می باشد،و روایتی دیگر نیز به همین مضمون در ادامه آمده است.
تذکر بسیار مهم: اقرار و اعتراف به گناه نزد غیر خدا بسیار نهی شده و عواقب ناگواری به همراه دارد؛(به نظر حقیر حتی در نزد همسر و صمیمی ترین دوست؛مگر برحسب ضرورت با دستور حاکم شرع)،البته به طور عادی و به طور کلی خود را گناهکار دانستن و اعتراف کردن؛ مانند آنچه انبیاء و اولیاء علیهم السلام در ادعیه وارده و مأثوره بیان داشته اند بحث دیگری است.
روایت چهارم:حارث بن مغیره گویدکه حضرت صادق علیه السلام فرموده:«هرگاه خواهی دعا کنی،پس خدای عزّوجلّ را تمجیدکن،سپاس گزار و او را تسبیح و تهلیل بگو و او را ثنا گوی(ستایش کن) و بر محمد(ص)و آل او صلوات فرست؛سپس درخواست کن تا به تو داده شود.
شرح:مجلسی (ره)گوید:گاهی گفته شودکه تمجیدگفتن«الله اکبر»است،وتمجید«الحمدلله»است و تسبیح«سبحان الله»است و تهلیل«لا إلهَ إلّا الله»است و ثنا،آن است که نعمتهایی که خداوند بر بنده عطا فرموده بشمارد،ولی دور نیست که معانی اینها را تعمیم دهیم که شامل گردد،هرچه را به این معانی برساند و اختصاصی به این الفاظ مخصوص نداشته باشد،چنانچه تمجید بر «لا حول و لا قوّة إلّا بالله»نیز اطلاق شده است.(اصول کافی ج4 باب ستایش و ثنا پیش از دعا-ترجمه حاج سید هاشم رسولی)
برچسب:
نویسنده: کوروش افشاری