امام علیه السلام فرماید:لقمان به پسرش گفت:«پسر عزیزم همنشین را از روی بصیرت انتخاب کن؛اگردیدی گروهی خدای عزّ وجلّ رایاد میکنند،با ایشان بنشین که اگر تو عالم باشی علمت سودت بخشد و اگرجاهل باشی ترا بیاموزند و شاید خدا بر آنها سایه رحمت اندازد و ترا هم فراگیرد و چون دیدی گروهی بیاد خدا نیستند،با آنها منشین زیرا اگر تو عالم باشی علمت سودت ندهد و اگرجاهل باشی نادان ترت کنند و شایدخدا بر سرشان کیفری آرد و ترا هم فرا گیرد.»(اصول کافی-باب همنشینی و همدمی باعلما)
موسی بن جعفر علیهما السلام فرمودند:«گفتگوی با عالم در خاکروبه بهتر ازگفتگوی با جاهل است روی تشکها.»
اکسیرپانزدهم:احسان به خلق،راه میان بر:
نخست،بحث قرآنی:
(آنان به نذر وفا می کنند و از روزی که شرش فراگیر است می ترسند.و غذای خود را با آنکه دوستش دارند،به بینوا و یتیم و اسیر می دهند.(و می گویند:)ما برای رضای خدا به شما طعام میدهیم و از شما پاداش و تشکّری نمی خواهیم.همانا ما از پروردگارمان،به خاطر روزی عبوس و سخت،می ترسیم.)
نکته ها:
* بر اساس برخی روایات،اطعام مسکین و یتیم و اسیر در یک شب واقع شد و براساس برخی،در سه شب متوالی اتفاق افتاد و هر شب،یکی از آنها مراجعه کرد.
* مراد از «یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلی حُبِّهِ» آن است که اهل بیت با آنکه آن غذا را دوست داشتند، به دیگران دادند.چنانکه قرآن در جای دیگر می فرماید: «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتّی تُنْفِقُوا مِمّا تُحِبُّونَ» به نیکی نمی رسید مگر آنکه از آنچه دوست دارید،انفاق کنید[17]
صاحب تفسیر المیزان می فرماید:محبّت اهل بیت به خداوند در آیه بعد مطرح شده که می گویند: «إِنَّما نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللّهِ» و منظور از «عَلی حُبِّهِ» ،علاقه به غذا است که در این صورت،علاوه بر اخلاص،ایثار آنان نیز ثابت می شود.
* اگر به فکر نام و شهرت نباشید،خداوند نامتان را جاودانه می کند.کاری که اهل بیت کردند، ارزش مادی فراوانی نداشت ولی چون خالصانه بود،خداوند آن را ماندگار ساخت.
* در این آیه،کلمات مسکین و یتیم و اسیر به صورت نکره آمده تا بگوید:در اطعام،نباید گزینش کرد،بلکه به هرکس که بود انفاق کنید.
* پروین اعتصامی درباره اخلاص در انفاق می گوید:
بزرگی داد یک درهم گدا را؛که هنگام دعا یاد آر ما را
یکی خندید و گفت این درهم خُرد؛نمی ارزید این بیع و شری را
مکن هرگز به طاعت خودنمایی؛حجاب دل مکن روی و ریا را
تو نیکی کن به مسکین و تهیدست؛که نیکی خود سبب گردد دعا را
به وقت بخشش و انفاق پروین؛نباید داشت در دل جز خدا را.
* خوف از خداوند،به معنای خوف از مقام اوست.چنانکه در جای دیگر می فرماید: «وَ لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ» [18]
پیام ها:
1- کمال واقعی زمانی است که نیکی در انسان نهادینه شود.(تمام کمالات با فعل مضارع که نشانه استمرار فعل است،آمده است.) یُوفُونَ ، یَخافُونَ ، یُطْعِمُونَ و...
2- اطعام و انفاق زمانی ارزش بیشتر دارد که شیء انفاق شده،مورد نیاز و علاقه انسان باشد. «یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلی حُبِّهِ»
3- اسلام،حامی مستمندان و یتیمان و اسیران است. وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ ... مِسْکِیناً وَ یَتِیماً وَ أَسِیراً
4- گروهی طعام را دوست دارند و گروهی اطعام را. «یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلی حُبِّهِ»
5-اطعام،زمانی ارزش بیشتری دارد که از خود و با دست خود باشد. «نُطْعِمُکُمْ»
6- کمکی ارزش دارد که خالصانه و به دور از هر منّت و انتظاری باشد. «نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللّهِ»
7- آنچه به عمل ارزش می دهد،انگیزه خالصانه و اخلاص در عمل است.
«نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللّهِ لا نُرِیدُ مِنْکُمْ جَزاءً وَ لا شُکُوراً»
8-نیکان،نه تنها با زبان درخواست تشکّر ندارند،بلکه در دل هم به فکر تمجید و تشکّر نیستند. لا نُرِیدُ ... شُکُوراً
9- گرچه ابرار انتظار پاداش ندارند ولی مردم نباید بی تفاوت باشند.در آیه 25 سوره قصص می خوانیم:حضرت شعیب دخترش را فرستاد تا پاداش سقّایی و آب دادن حضرت موسی را بپردازد. «إِنَّ أَبِی یَدْعُوکَ لِیَجْزِیَکَ أَجْرَ ما سَقَیْتَ»
10- گذشتن از پاداش،به تنهایی نشانه اخلاص نیست،بلکه گذشتن از تمجید و تشکّر نیز لازم است. «لا نُرِیدُ مِنْکُمْ جَزاءً وَ لا شُکُوراً»
(تفسیر نور،آیات 7و8و9و10سوره انسان،برگرفته ازپایگاه جامع قرآن کریم وابسته به پورتال اینترنتی انهار)
دوم:درکتاب کیمیای محبت نوشته محمدی ری شهری در احوالات شیخ رجبعلی خیاط آمده است:جناب شیخ ،در میان همه عوامل اُنس یافتن با خدا،برای «احسان به خلق»نقش ویژه ای قائل بود.وی معتقد بود که راه رسیدن به محبت خدا محبت به خلق خدا و خدمت به آنان ،به خصوص خدمت به انسانهای مستضعف و گرفتاراست.
درحدیث است که رسول خدا صلّی الله علیه واله فرمود:«مردم خانواده خدا هستند ، محبوبترین مردم درنزد خدا،کسی است که برای خانواده خدا سودمند باشد و اهل خانه ای را شاد کند.»
درحدیثی دیگر آمده است که ازپیامبر صلّی الله علیه وآله پرسیدند:محبوبترینِ مردم در نزد خداکیست؟
فرمود:«محبوبترین مردم در نزد خدای متعال،سودمندترینشان برای مردم است.»
و درحدیثی دیگر آمده است،که خداوند متعال در شب معراج به پیامبر اکرم فرمود : «ای احمد!دوستی با من به دوست داشتن مستمندان است،پس مستمندان را به خود نزدیک کن و همنشین آنان باش،زیرا مستمندان دوستان من اند.»
یکی ازشاگردان شیخ میگوید:با معرفی جناب شیخ مدّتها به خدمت آیت الله آقا شیخ محمدکوهستانی(م1351ش)درنکامیرفتم،تااین که یک روز صبح که برای رفتن به نکا به گاراژ ایران پیما(درخیابان ناصرخسرو)میرفتم،جناب شیخ را دید میفرمودند : کجا میروی؟عرض کردم:به نکا،نزدآیت الله کوهستانی.فرمودند:شیوه ایشان زاهدی است؛بیا برویم تا من روش عاشقی خدا را یادت بدهم.
بعددست مرا گرفت و به خیابان امام خمینی فعلی-که آن روزها سنگ فرش بود-برد . درجنوب خیابان در کوچه ای درِمنزلی را زد.دخمه ای نمایان شدکه تعدادی افراد فقیر ازکوچک و بزرگ در آنجا بودند.جناب شیخ به آنها اشاره کرد و فرمود:«رسیدگی به این بیچاره ها،انسان را عاشق خدا میکند درس تو این است،نزد آیت الله کوهستانی درس زاهدی بود و حالا این،درس عاشقی است.»
و از آن به بعد تا حدود ده سال با جناب شیخ به سراغ افرادی بیرون شهر میرفتیم، شیخ آنها را نشان میداد و من آذوقه تهیه میکردم و به آنها میرساندم.
برچسب:
نویسنده: کوروش افشاری