شدم سرگشته فرمان ابليس-شياطين را سر راهم بديدم؛
هميشه رنج وتعب ومحنت ودرد-زاغوا،عقل خود را،سربريدم؛
ز دوري كلام حضرت حق-شدم حيران،سعادت را نديدم؛
ز نور حضرت حق با عنايت-روم راهي كه مولا را ببينم؛
پس از مولا علي،زهراي اطهر-دعايش را برايم خوش بديدم؛
دعاي فاطمه،نيرو برايم-توسل برحسن راه نجاتم؛
حسين باشد،چوخورشيدفروزان-چراغ راه من در اين بيابان؛
توسل بر امامان گشته راهم-به ياد حضرت مهدي بميرم؛
خدايا كن تفضل از عنايت-كه تا راه سعادت راببينم.
برچسب: شعرگذرعمر,
نویسنده: کوروش افشاری